پيش گفتارChapter 4 of 7
Chapter 4

امروزه

1 sections

امروزه"

مرکز نگهداري آثار هنري مقدس نیتیناندا، نقش ویژه اي در ماموریت نیتیناندا دارد که میراث معبد هنديان را به بشر نشان میدهد. خدایانی از سنگ، چوب، و مرمر، ساختار "دراويدي" معابد، آثار ساخته شده از ورقه هاي آهني، وسايل چوبي براي جابجايي خدايان، جواهرات و رسوم معبد و پيشکشهای "پوجا" و غيره همگي تحت نظارت مستقيم وي انجام ميشود. هنرمندان بسيار ماهري از سرتاسر هندوستان در نهايت قدرت و در شناسي از اين منبع الهي حمايت ميکنند. نام او نشاناندا است ...گانشا غذا ميخورد" پاراماهامسا نيتيا ناندا هر روز براي اين الهه که "گانشا" نام دارد غذا مي برد. او از بت تمسنا ميکرد و گاهي به تهديد متوسل ميشد تا غذايي که وي برايش فراهم کرده بخورد. تا اينکه يک روز داستاني باور نکردني از پسر بچه اي شنيد که به يک الهه غذا داده و وي آن را واقعا خورده بود. از اين رو مصمم گشت تا "گانشا" را وادار کند غذا بخورد. به همين دليل دست از تهديد وي برداشت. در عوض تا زماني که "گانشا" غذا نمي خورد او نيز از آن اجتناب ميكرد. پس از 3 روز از وعده غذاي مذكور خبري نبود. وي با خوشحالي وصف ناپذير و حس قدر شناسي بي سابقه اي با تمام وجود فرياد كشيد. نيروي ايمان را حس ميكرد و به اين ترتيب اعتقادش مستحكم تر شد کانشا در سن 12 سالگي يک روز که در قربانگاه الهه "پرواني" در معبد "آروناچالشوار" تصويري از يک شکل طاليي رنگ داشت که تاثير عميقي در وي داشت. وي ورقه اي مسي برداشت و با ناخن آنچه در ذهن داشت بر آن حک کرد. شکلي که وي رسم کرد "سري چاکراي مقدس" نام دارد که بنا بر اعتقادات آنها تجلي قدرتمند و افسانه اي جهان است. زماني که از وي پرسيدند چگونه چنين طرح مشکلي ساخت که حتي هنرمندان ماهر نيز از انجامش ناتوان بودند پاسخ داد اين شکل تنها از 9 مثلث تشکيل شده که در زاويه هاي مختلف نسبت به هم قرار گرفتند. وقتي اين مفهوم را بدانيد انجام آن ساده ميشود